تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت (4)

ب) کارکردهای آموزشی مسجد

از همان آغاز گسترش اسلام، خط و کتابت در مسجد آموزش داده می‌شد و این امر موجب بروز اشکال در فعالیت‌های عبادی نمی‌شد. شاید بتوان گفت که کارکردهای آموزشی و فرهنگی مسجد، پس از کارکردهای تربیتی و به‌ویژه تربیت عبادی، سرآمد دیگر کارکردهای مسجد است. آموزش‌های اسلامی با دعوت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، نخستین مربی و معلم مسلمانان، و از مسجد آغاز شد که درواقع پایگاه تعلیماتی مسلمانان بود. مسجد که در عصر نبوت و دوره‌ی خلفای راشدین بنای بسیار ساده‌ای داشت، مجمع نومسلمانانی شد که برای آشنایی با آموزه‌های اسلامی و حل‌وفصل مسائل جدید در آن رفت‌و‌آمد می‌کردند. اقامه‌ی نماز، استماع سخنان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در باب آیه‌های قرآن کریم، تبلیغ دین و ابلاغ احکام شرع،‌ اعلان جنگ و جهاد و صلح،‌ آموزش مهارت‌های زندگی، تقسیم غنایم جنگی، ارسال نامه‌ها، تشییع‌جنازه و مسائلی از این قبیل در مسجد انجام می‌شد که بیشتر آن‌ها با هجرت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به مدینه آغاز شد. درواقع، «مسجد» کهن‌ترین دانشگاه اسلامی و اساسی‌ترین پایگاه تعلیم در تاریخ اسلام است.

درآمد

اگر درمقام روانشناسی مسلمان و کارشناس تعلیم‌وتربیت اسلامی به مسأله‌ی نقش مسجد در تحکیم خانواده بپردازیم، گامی کوچک برداشته‌ایم برای بازکردن دریچه‌ی پژوهش دراین‌باره و هموارکردن راه پژوهش‌های برتر و کامل‌تر درباب نقش مسجدها در ارتقای زندگی خانوادگی مسلمانان ایران و دیگر کشورهای اسلامی. این امید باعث شد تا من و همسرم، سرکار خانم یوسفی، مقاله‌ای دراین‌باره بنویسیم. درنتیجه، کار را با جستجوی منبع‌ها و داده‌های مفید شروع کردیم. نخست، سراغ منبع‌های اینترنتی رفتیم و به مقاله‌ی جالبی برخوردیم که درست عنوان مقاله‌ی ما را دنبال می‌کرد، مقاله‌ای از کشور سنگاپور با عنوان «راهنمایی برای دستیابی به مسجدی که بتواند دوست مهربانی برای خانواده باشد».

كاوشى درباره عوامل و ريشه هاى فقدان روح و معنويت در آموزش و پرورش مغرب زمين

نويسنده: توماس پيترسون


مترجم: دكتر عباسعلى شاملى

اشاره مترجم

درست چند روز پس از دفاع از پايان نامه ى دكترى و ماندن در شهر مونترال در كشور كانادا بود كه در جستوجوى برخى از مقالات علمى متناسب با حوزه ى تربيت اخلاقى، دينى و معنوى بودم. به بسيارى جاها سر زدم و مقالات فراوانى ديدم، از آن ميان، مقاله ى توماس پيترسون، همين نوشتارى كه برگردان فارسى آن را پيش رو داريد، نظرم را به خود جلب كرد. موضوع را با استاد راهنماى پايان نامه ام دكتر لين در ميان گذاشتم. او نيز سفارش كرد كه اين مقاله را با دقت بخوانم و به فارسى ترجمه كنم. وى همچنين از من خواست مقايسه اى مفهوم شناختى و مصداق يافتى روى واژه هاى روح و معنويت در قلمرو آموزش و پرورش با دو رويكرد اسلامى و غربى داشته باشم و نقطه هاى پيوند و جدايى آن ها را بازيابى و برجسته كنم. تا اين كه پس از بازگشت به ميهن اسلامى بالاخره توفيق يار شد و توانستم اين مقاله را ترجمه كنم و خود را در حال و هواى گرايش هاى معنويت گرايانه ى غرب نشين ها قرار دهم. شما خواننده ى محترم نيز اين برگردان را با اين نگاه دنبال كنيد كه وقتى غربى ها از معنويت سخن مى گويند، چه چيزى در ذهن دارند؟ آنان به ويژه در آموزش و پرورش مى خواهند فراگيران را با چه شاخص ها و ويژگى هايى تربيت كنند. آنان هم مانند ما در بسيارى جاها از جمله در قلمرو آموزش و پرورش دغدغه ى افت معنويت دارند. براى ما برگردان فارسى اين مقاله نقطه ى آغازى خواهد بود كه ببينيم در فرهنگ اسلامى و دينى و نيز در جامعه ى اسلامى ما با اين واژه ها چگونه برخورد شده است؟ من از خود حرفى نزده و نقدى به بر آن نيفزوده ام. اما كوشيده ام زمينه ساز بستر يك پژوهش تطبيقى باشم كه در آينده اى نه چندان دور شاهد آن خواهيم بود. در خلال اين مقال در مى يابيم كه گمشده ى غربى ها در باب روح، معنا و معنويت چيست؟ آيا دغدغه ى ما و آن ها يكى است؟ با هم اين مقال را پى مى گيريم.

بازنگري ناقدانه نظام هاي آموزشي، پرورشي مغرب زمين با تكيه بر يافته هاي ژاك ماريتين1 و ريكاردو پترلا2

 

آنچه پيش روي شماست، قلمي شده يكي از نشست هاي دوره اي علمي ـ پژوهشي گروه علوم تربيتي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(قدس سره) است. در اين نشست، جناب آقاي دكتر عباسعلي شاملي استاديار گروه به ايراد سخن پرداختند. حاصل سخنان ايشان و پرسش و پاسخ هاي شركت كنندگان، جمع بندي و به صورت مقال جالب و برانگيزاننده زير درآمد. آنچه مي خوانيد اين موضوع خواندني و چالش برانگيز است. شايد نقد، پيشنهاد و يا داوري شما بتواند اين گفتمان را پر رونق تر و جاذب تر كند. در اين نشست، محتواي دو مقابله زير، كه تا حدودي به هم شباهت و هم پوشي دارند، توصيف، تحليل و به بحث گروهي گذاشته شد. از آنجا كه سخنران اين نشست درصدد فشرده سازي محتواي اين دو مقاله بود، و گفت و شنودها پس از اين نشست قلمي شد، قلم و ادبيات اين چكيده قدري از متن هاي اصلي متفاوت است. رويكرد پژوهشي مقاله دوم سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي است و نظام آموزش و پرورش مغرب زمين را با توجه به سلطه اصول تجارت نوين و معيارهاي بازارشناسي بازنگري و نقد كرده است. نوشتار نخست هم رويكردي آموزشي و پرورشي دارد و نويسنده آن با نگاه ناقدانه و از بالا، نظام آموزش و پرورش غرب را با نگاهي كلان بازنگري و نقادي مي كند.

برگردان كننده اين نوشتار هم مي كوشد با همين نگاه دو نظام آموزشي و پرورشي ايران و مغرب زمين را با هم بسنجد و تفاوت ها و شباهت هاي اين دو را برجسته كند.